تفاوت در نگاه انسان ها بر مسائل و نگرش های حاکم بر آن ها باعث ایجاد بسیاری نقاط تماییز در میان آن ها شده است، این اتفاق می تواند در تمام زوایای زندگی افراد تاثیر گذاشته است. یکی از جذاب ترین بخش های این تفاوت نوع کسب و کارها و انتخاب مسیر درآمدی افراد می باشد. در دهه اخیر لغاتی مانند کارآفرینی و استارت آپ و کارآفرین توانسته جایگاه بسیار خوبی را در میان بازار کار پیدا کنند و افراد متخصص هر یک پیرامون آن تعریفی را ارائه داده اند.

کارآفرینی، یک روش زندگی

واژه كارآفرينی از كلمه فرانسوی Entreprendre به معنای “متعهد شدن” گرفته اسـت. بنابـر تعريف دانشگـاهی و بستر كارآفرين كسی است كه متعهد می شود مخاطره هـای يك فعاليت اقتصادی را بپذیرد و آن ها را اداره و سازمان دهی کند. به طور کلی می توان گفت فرد کارآفرین با تشخیص مناسب نیازها و کاستی ها فرصت های جدید را خلق می کند. این کار نیاز به فعالیت بسیار زیادی است و در مقابل خطرات و ریسک بالایی را برای کارآفرین به همراه دارد.

کارآفرینی، یک روش زندگی است که هر کسی توان تحمل آن را ندارد، به طور کلی نمی توان گفت که کارآفرینی در مقابل کارمندی قرار دارد اما نوع شخصیت هایی که این دو روش زندگی را انتخاب می کنند با یکدیگر تفاوت دارند. ثبات و آرامش کار کارمندی همراه با پاداش و تنبیه های مشخص بسیاری را به این سمت سوق داده است.

اما با توجه به واژه کارفرینی، کارآفرین به کسی گفته می‌شود که علاوه بر برخورداری از خلاقیت بالا، دارای روحیه‌ی خطرپذیری و تحمل ریسک قابل تحمل است و می‌تواند برای حل مشکلات دنیای امروز راهکارهای عملی و مبتکرانه را ارائه دهد. به بیان دیگر انسان‌های کارآفرین موجب ظهور مشاغل جدید می‌شوند و ایجاد کننده و برهم زننده بازار خواهند بود این افراد می‌توانند با تشخیص زودهنگام فرصت‌های موجود رشد و نشاط تازه‌ای به تشکیلاتی که سال‌ها از عمرشان می‌گذرد را ببخشند.

کارآفرینی، یک روش زندگی

از طرفی برای شروع باید فرد کارآفرین دارای تجربه و دانش اولیه باشد، درست است که کار تیمی و مدیریت صحیح منابع در این نگرش از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است اما بیشتر کسب و کارهای شکل گرفته توسط این کار آفرینان شکست می‌خورند و عمر آنها اغلب کم است. یک کسب و کار معمولی به‌طور متوسط ۲۰ ماه فعالیت می‎کند و تا بسته شدن کامل درهایش حدود 1.3 میلیون دلار زیان مالی را متحمل می‎شود.

نکات بسیار مهمی وجود دارد که در دنیای تجارت امروز گریبان گیر کسب و کارهای نوپا و سازمان‏های بزرگ اما به طور کلی نرخ شکست در این حوزه در طول 20 سال گذشته بدون تغییر مانده است. مساله مهم و اصلی به ترکیب استعدادهای جوان با نیروی انسانی باتجربه مربوط می‌‏شود.

کارآفرینی، یک روش زندگی

اما بعد از تیم می توان گفت بزرگترین چیزی که موجب شکست کارآفرینان بسیاری شدهاست تصور این است که عشق به کار می تواند موفقیت بی نظیری را برای آن ها به ارمغان آورد و پول خیلی زیادی به دست خواهید آورد. درست است که عشق و علاقه کارآفرین برای انجام فعالیت و کسب و کارمی تواند تبدیل  پاشنه آشیل او شود اما مدیریت کسب و کار و تمرکز بر روی ویژگی ها و توانایی ها در بازار ملتهب تاثیر بیشتری را بر روی کسب و کار خواهد داشت.

در آخر باید گفت تشخیص نیاز درست اولین جرقه را در ایجاد کسب و کار ایجاد می کند، برای همین باید با آگاهی بسیار بهتری به این سمت پیش رفت و قبل از آن با توجه به ارائه محصول ابتدایی به بازار نظر جامعه هدف را مورد بررسی و تحقیق قرار داد.

درج دیدگاه